رو به یار

۲۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

همیشه

همیـشه از نـگاه تو بـا تــو عبــور میـــکنــم                از اینکه عاشق توام حس غـرور می کنـم



دوبـاره بــا سلام تـــو تــازه ی تـازه میشوم               بـا نفس ساده ی تــو غرق ترانه میـشـوم


بـــا تــــو ستـاره مـی شـوم بـــــا تــــو ستــاره مــی شوم بــــــا تـــــــو ستــــاره مـــی شـــــوم


بـــا تــــو ستـاره مـی شـوم بـــــا تــــو ستــاره مــی شوم بــــــا تـــــــو ستــــاره مـــی شـــــوم


از سایه های ملتهب همیـشـه میگریخـتـم               با رفتن تو هر نفس بغـض دوباره میــشـوم


ناجی شام شوکران با دل عـاشقم بـــمان              به حرمت حضـور تو چون تو یگـانه میــشوم


خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت              خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت


بـــا تــــو ستـاره مـی شـوم بـــــا تــــو ستــاره مــی شوم بــــــا تـــــــو ستــــاره مـــی شـــــوم ...


بـــا تــــو ستـاره مـی شـوم بـــــا تــــو ستــاره مــی شوم بــــــا تـــــــو ستــــاره مـــی شـــــوم ...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
علیرضا

عدل الهی و سوال من!

چند وقتی بود مشغول خوندن کتاب عدل الهی شهید مطهری بودم...

نبود وقت از یک طرف و سنگینی بحث هم از یک طرف باعث شد زمان زیادی طول بکشه، گرچه سه فصل آخرش رو هم نخوندم


یک مسئله ای که در مورد عدل برام وجود داشت این بود که بسیاری از مسائل آیا تبعیض نیستند؟ اینکه مثلا شخصی نابینا به دنیا میاد یا کسی در یک خانواده ی فقیر یا در یک کشور فقیر، یا در یک خانواده ی بی ایمان یا محیط بد تربیت میشه. چرا خدا همه رو یک طور نیافریده! چرا یک نفر باید در یک آتش سوزی بسوزه یا در یک زلزله بمیره!


مسئله ای که توی کتاب خیلی برام جالب و مفید بود این بود که به قول شهید مطهری، خلقت خداوند کلی و ضروری است و نه جزئی و اتفاقی!

چیزی که من برداشت کردم این بود که خدا پایه و اساس جهان را گذاشته، در این جهان یک سری علت و معلول هایی وجود داره.

همونطور که میدونیم خب جهان واقعا نظم داره یعنی همه چیز به جای خودش هست. تمام وسایل ضروری برای زندگی در این دنیا فراهم شده

همه چیز کاملا منطقی در کنار هم قرار گرفته. این وسط اگر انتظار داشته باشیم آتش گوشت رو برای ما بپزه اما صورت و دست ما رو نسوزونه این اشتباهه! اگر پدران ما در یک جامعه ی بی فرهنگ زندگی و زاد و ولد کنند خب ما هم طبیعتا در همون جامعه به دنیا میایم، این سوال که چرا من جای بهتری به دنیا نیومدم کاملا اشتباهه.

اکثر چیزها دلایل منطقی و علمی دارن، قیافه ی یک فرد، نقص عضوها، آتش سوزی، زلزله، مشکلات ذهنی هنگام تولد و... همه ی این ها کاملا به عواملی بستگی دارند و دلایل خاص خودشون رو دارند. چرا ما این ها رو به خدا نسبت میدیم؟


خداوند بزرگ بر همه چیز تواناست، و بر هم چیز هم احاطه داره، چون ما مخلوقاتش هستیم. اما نباید انتظار داشت خداوند نظام علت و معلولی را نقض کند، مثلا همه ی انسان ها در مقابل آتش آسیب ناپذیر شوند...

هر عملی در نوع خودش اثری داره و حتی برخی این اعتقاد رو دارن که اعمال کوچک گاهی تاثیرات بزرگی رو در پی داره ( رجوع کنید به فرضیه اثر پروانه ای) چون به هر حال با یک جامعه و سیستم پیوسته و تنگاتنگ سر و کار داریم و اعمال بر روی این سیستم منظم، مطمئنا اثری خواهد داشت.

حالا با این فرض شکر کردن خدا در اصل یعنی رضایت به همین سیستمی که خداوند آفریده.

مثلا شخصی که سرطان داره یا کسی از خونوادش رو از دست میده، منطقا نباید از خداوند شکایت بکند، به هرحال مرگ آن شخص دلیل خودش رو داشته و یا سرطان هم دلیل خاص خودش رو داشته.


چیزی که دراصل به عدل خدا برمیگرده اینه که جایی وجود داشته باشه که هرکسی اعمال و رفتارش با توجه به شرایطی که در اون بوده سنجیده بشه و عدل الهی در واقع اونجاست که مشخص میشه، مثلا کسی که در یک خانواده ی اهل علم و دانش به دنیا میاد با کسی که تمام زندگیش مشغول کارگری بوده و در شرایطی نبوده که از علم بهره ای ببره، متفاوت هستند و باید هر کدام با توجه به شرایطشون سنجیده بشن.


اما سوال من اینجاست که خداوند که قدرت دستکاری این نظام رو داره، آیا حاضر هست که این قوانین رو گاهی به صورت استثنا زیر پا بگذاره؟

مثلا وقتی ما دعا میکنیم که خدا بیماری ما رو شفا بده، آیا واقعا این دعا اثری خواهد داشت؟

آیا همین دعا کردن رو میشه جزء قوانین موجود در همین دنیا به حساب آورد؟


لطفا چیزهایی که به ذهنتون میرسه به من هم بگید!


پ ن 1: این چیزهایی که گفتم هنوز برای خودم ثابت نشده و بیشتر به عنوان یک فرضیه هست پس اگر نگاه شما چیز دیگه ای هست میتونید به من هم بگید


پ ن 2: سعی کنید از دلایل عقلی استفاده کنید و از داخل شرع و قوانین دینی بحث نکنیم! و اگر حدیثی رو هم میخواید بگید، سعی کنید از باب عقلی اون رو مطرح کنید.

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
علیرضا

تقلید


یاد گرفتن های ما این گونه است که یک سری فرمول خوب و بد را از دیگران می گیریم!


آن وقت هر چیزی را به زور در آن فرمول ها میگذاریم و یک خروجی تفسیر میکنیم و فکر میکنیم عاقل شده ایم!


و آن وقت برای خودمان به به و چه چه میکنیم، و دعا به جان فلانی که خدا خیرش بدهد چقدر انسان فهیمی است، هرچه میگوید درست از آب در می آید!


اصلا هم نمیرویم پایه ی آن صحبت را بسنجیم! فقط تقلید میکنیم ! و خودمان را به راهی که از پیش تعیین کرده ایم می رسانیم!


و اتفاقا برای آدم هایی که از دنبال علم رفتن فقط این را میخواهند که جلوی دیگران خودنمایی کنند، همین کافی است...


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
علیرضا

من و خودم!


این روزا ازون روزاییه که نمیدونم کیم، چیم ، کجاییم و ...

یه بار جوک میگم، یه بار روضه میخونم، یه بار کتاب میخونم، یه بار بازی میکنم، یه بار تعریف میکنم، یه بار غر میزنم!

کلا همه ی اهدافم رو به آینده موکول کردم!

اصلا شاید زندگی یعنی همین!

البته نمیخوام زندگی برای من همین باشه، حداقل برای من نباید این باشه!



۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
علیرضا

اونایی که ..


اون آقایونی که ملاک زیبایی زنشون رو تعدد نگاه مردای توی خیابون می دونن....

و اون خانومایی که ملاک خوبی مردشون رو تعریف زنای دیگه از شوهرشون می دونن ...





برن بمیرن!



۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
علیرضا

اروند 91 - ما چند نفر

دو سال و نیم پیش .... جنوب ... اروند ... با چند تا از دوستان!!

عکاس ها :  مسیح و مجید



۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
علیرضا

محصول مشترک!

به زودی اولین نرم افزار اندرویدی رو که با همکاری « مجید » تولید کردیم منتشر میکنیم!

خیلی کار برد، بخشی که دست من بود، روزی یکی دو ساعت فقط وقت داشتم که روش کار کنم و همین باعث میشد کار طول بکشه

ایشالا وقتی منتشر شد از نظراتتون استفاده میکنیم.

توضیح مختصر هم اینه که نرم افزار مذهبی هست و ایده اولیه اش رو هم که « مجید » داد، ایده ی خوبیه و به درد خیلیا میخوره!

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
علیرضا

بحث شیرین 1 ! (داریم؟)

بنا بر ثبت یک سری مسائل که گاهی بهش فکر میکنم میخوام در مورد ماجرای ازدواج بنویسم
و چند سال دیگه اگه عمری بود و این مطلب رو خوندم، ببینم آیا تفکرم تحت تاثیر شرایط تغییر کرده یا اینکه هنوز بر همانم که بودم!



اصل صحبت اینه که پیدا کردن کسی که مورد نظر ما باشه و با شرایط صعب و دشوار زندگی با من کنار بیاد ازون کاراییه که نشد نداره اما شدنشم به همین سادگیا نیست!

خب شما وقتی ازدواج می کنید دنبال کسی هستید که بتونید خیلی از حرف های نگفته ی خودتون رو بهش بگید! مسائلی که به هر دلیلی دوست ندارین دیگران بفهمن!

حالا مثلا همین موضوعات روزمره که اتفاق میفته، یا به قولی حالات خاصی که پیش میاد و شرایط خوب یا بدی که نمیتونید با هر کس در میان بگذارید.
پس اولین شرط رو میشه این در نظر گرفت که طرف مقابل دغدغه های شمارو داشته باشه، و تفکرش به شما نزدیک باشه!

یک وقتی هست من کسی هستم که اهل مادیاتم دوست دارم بیشتر درباره ی مادیات و پیشرفت در زندگی مادی صحبت کنم! اما طرف مقابل یک شخصی هست که به معنویات بیشتر اهمیت میده، اونوقت این از مادیات صحبت میکنه، اون از معنویات! و آنچه باید بشود نمیشود! البته اینم در صورتی اتفاق میفته که هر دو طرف غایت زندگی رو اون مسئله ببینن ( مادیات یا معنویات) و البته چاره داره


اما چاره اینه که ...

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
علیرضا

ساکت باش یکم خب!

بعضیا رو که میبینی دائما دارن صحبت میکنن!

بابا یه دقه بذار فک بالا و پایینی با هم آشنا بشن!


صد رحمت به رادیو حداقل مجریاش سعی میکنن در مورد یک موضوع خاص صحبت کنن!

حداقل گاهی به فکر خسته شدن گوش مخاطبشون هستن!


ولی این موجودات که اغلب هم زن تشریف دارن به شدت اهل غر زدن و بحث های بیهوده هستن

صدالبته در این شکی نیست که مردهای این تریپی بیشتر رو مخ اسکی میرن!!!


یه وقتی هست اصلا دوست داری با طرفت صحبت کنی، بگی بهش « چه خبر، یه چیزی بگو»! سوال پیچش کنی که به حرف بیاد یا نه حتی یه مسافت طولانی رو بکوبی بری که فقط از نزدیک باهاش هم صحبت بشی (یه همچین دوستهایی هم داریما!)


اما یه وقتی هست که از اظهار فضل ها و سخنرانی های طرفت در موضوعات مختلف علمی فرهنگی هنری سیاسی معنوی عرفانی فلسفی خانواده روانشناسی ورزشی اجتماعی حوادث طنز هجو مذهب ادبیات و ... نمیدونی به کجا فرار کنی!

یکی نیست بگه خفمون کردی با این زکات علمت!! سیر شدیم به خدا!


اهل منطق هم که ماشالله تا دلت بخواد! خدا نکنه که به ستوه بیای و بخوای نظر مخالفت رو به زبان بیاری!

Hey! Shut Up Please

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
علیرضا

تهرانیون!

رفتیم دیدن دوستان!
از دوسال و اندی قبل که رفتیم اردو دیگه ندیده بودمشون!
خععععلی حال داد حسابی هم گفتیم و خندیدیم!
از جمله اینکه جانوران رو دسته بندی کردیم، با علیموسا آشنا شدیم، دو سه انفجار در سطوح مختلف رو تجربه کردیم، تو مترو سوتی دادیم ( :)) فقط من ) ، بحث سیاسی کردیم، از یک سری مسائل پشت پرده باخبر شدیم و ...

خدایا این دوستان رو از ما نگیر! D:
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
علیرضا